محمد حسن سمسار
221
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
به همين سبب ديگر ابريشم چين بكشورهاى ديگر نرسيد . پس از انقلاب چين رابطه بازرگانى مستقيم بين سيراف و خانفو قطع گرديد . و از آن پس كشتىهاى سيرافى بچين نميرفتند . بلكه تا ( كله ) كه نيمه راه چين است پيش ميرفتند ، و در آنجا كالاى خود را با كشتىهاى چينى مبادله كرده و بسيراف باز ميگشتند . اين وضع پس از شكست يانشو و از بين رفتن شورشيان نيز ادامه يافت . زيرا پس از آن نيز خاقان چين نتوانست قدرت خود را بر سراسر چين استوار سازد ، و ملوك الطوايفى ايجاد گرديد ، و خاقان نيز باطاعت ظاهرى حكام محلى اكتفا كرد . تنها گاهى برخى از بازرگانان از ( كله ) با كشتىهاى چينى عازم چين شدند . از آن جمله است بازرگانى سمرقندى كه مسعودى و ابو زيد هر دو داستان سفر او را نقل كردهاند « 305 » مرواريد يكى از اقلام مهم صادرات سيراف را تشكيل ميداد . براى آنكه دريابيم كه در بازرگانى مرواريد چه سود سرشارى وجود داشت ، آگاهى بر بهاى مرواريد بروزگار آبادانى سيراف لازم است . ابو القاسم عبد الله كاشانى در كتاب عرايس الجواهر مينويسد : هشام بن عبد الملك ( 105 - 125 ه . ) همسرى عبده نام داشت ، كه بقدرى فربه بود كه بهنگام برخاستن چند كس بايد او را يارى كنند . روزى هشام بهمسر خود گفت اگر بدون مدد كسى برخيزد ، در يتيم را به دو خواهد بخشيد . عبده را آز آنچنان گرفت كه بهنگام برخاستن بر زمين افتاد و خون از بينى او جارى شد . هشام در يتيم را به او بخشيد و نوشته است وزن آن سه مثقال بود و هفتاد هزار دينار آن را خريده بودند « 306 » هم او نويسد كه در يتيم پس از مروانيان بدست آل عباس افتاد و بروزگار مقتدر ( 295 - 330 ه . ) آن را صد و بيست هزار دينار قيمت گذاشتند ، و اگر اين مرواريد جفت بود پانصد هزار دينار ارزش داشت « 307 » .
--> ( 305 ) - مروج الذهب ص 137 و شگفتيها ص 125 . ( 306 ) - عرايس الجواهر ص 125 . ( 307 ) - عرايس الجواهر ص 125 .